تبليغاتX
یاابن الحسن روحی فداک متی ترانا ونراک

یاابن الحسن روحی فداک متی ترانا ونراک



یا ابا صالح المهدی قم لثارات جدک الحسین

مهدي جان اي پسر فاطمه  جانم به تو پناه آورده و تو را مي خواند و التماس قلب رئوفت  مي كند ...اگرروزي آمدي كه دستم از دنيا كوتاه بود بدان كه چشم به راهت بودم تا ببينمت و ظهورت راجشن بگيرم اما افسوس ...و لي مولا ي من ..هنوز خاكم به انتظار تو ست

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 4:3 توسط منتظران ظهور |

بسم رب شهر رمضان

قال على بن ابيطالب(ع):

عليكم فى شهر رمضان بكثرة استغفار و الدعاء فاما الدعا فيدفع عنكم به البلاء و اما الاستغفار فتمحى به ذنوبكم.

بر شما باد در ماه رمضان به استغفار و دعاى زياد. اما دعاهاى شما دافع بلا از شماست. و اما استغفار شما از بين برنده گناهان است.(امالى شيخ صدوق، ص 61)

قال رسول الله (صلى الله عليه و آله وسلم):

ايها الناس انه قد اقبل اليكم شهر الله بالبركة و الرحمة و المغفرة، شهر هو عند الله افضل الشهور، و ايامه افضل الايام و ليالى افضل الليالى و ساعاته افضل الساعات.

اى مردم ماه خدا با بركت و رحمت و آمرزش به شما رو كرده است، ماهى است كه پيش خدا بهترين ماه است و روزهايش بهترين روزها و شبهايش بهترين شبها و ساعاتش بهترين ساعات.(امالى شيخ صدوق،ص 93)

قال ابو جعفرالصادق (عليه السلام):

لكل شى‏ء ربيع و ربيع القرآن شهر رمضان.

براى هر چيزى بهارى است و بهار قرآن رمضان است.(وسائل الشيعه، ج 7، ص 218 )

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 0:42 توسط منتظران ظهور |

اوصاف پارسايان در كلام امام على(ع)

 
ـ و شررهم مأمونه.همه از آزارشان در امان هستند.
ـ واجسادهم نحيفه. بدنهايشان بر اثر بندگى و روزه و قناعت، پژمرده و جانشان بر اثر مهر خداى سبحان پرتوان است.
ـ وحاجا تهم خفيفه. نيازهاشان به دنيا اندك است و دريافته اند كه قناعت بى گمان گنج نهان وموجب نشاط اين جهان است.
ـ وانفسهم عفيفه. جانهاشان به عفت آراسته است و ياد شهوات از دل بيرون كرده اند و از هواى نفس غافل نمانده اند.
ـ صبروا اياماً قصيره اعقبتهم راحة طويله تجارة مربح ليسرها لهم ربهم. چند روز كوتاه مهلت عمر را رنج برده اند تا در پى آن آسايش جاويد و گنج يابند. اين تجارتى است سودمند كه خداى رحمان و رحيم از لطف خاص خود بر متقيان ميسر فرموده است.
نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر 1384ساعت 21:11 توسط منتظران ظهور |

نزول رحمت

شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن - فرارسيدن ماه ميهماني خدا رو به همه دعوت شده هاي ماه ضيافت الهي تبريك ميگم.

 

خداوندا ! به حق ا ين ماه و به حق کسي که از ابتدا تا انتهاي آن، به بندگي تو پرداخته مثل فرشته اي که او را مقرب درگاهت ساخته اي و يا پيغمبري که به رسالت مبعوث نموده اي و يا بندة شايسته اي که از خواص، قرارش داده اي از تو درخواست مي کنم که بر محمد و اهلبيت او درود فرست و ما را اهل کرامتهايي قرار ده که در اين ماه به اوليائت داده اي و آنچه که در حق ساعيان در طاعت و بندگيت لازم کرده اي در حق ما نيز واجب گردان و ما را در زمرة کساني قرار ده که در پرتو رحمت تو شايستگي جايگاهي رفيع در نزد تو را به دست آورده اند........ .

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر 1384ساعت 15:38 توسط منتظران ظهور |

اقا بحق العباس ظهور كن

گل ياس گل ياسمن خداي احساس ابوالفضل من
    گل ياس گل نوبهار    حضرت عباس  ابوالفضل من
       گل ياس گل احمدي شير بي هراس ابوالفضل من
          گل ياس گل سرمدي شاه جن و ناس ابوالفضل من

          گل ياس گل سرسبد يكه و تنهاست   ابوالفضل من                                    
       گل ياس گل فاطمي تشنه سقاست ابوالفضل من

    گل ياس گل مرتضي  قاتل اعداست  ابوالفضل من

 گل ياس گل رازقي عابد شبهاست ابوالفضل من

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر 1384ساعت 3:1 توسط منتظران ظهور |

بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین

ربُّ الارض ، امام الارض

به نام صاحب عصر ؛

        به نام شاهد دهر ؛

                 به نام قایم فجر

به نام پروردگار هستی ، چشمه عشق و مستی

    به حقّ غیب الوجود             به حقّ سرّ السجود

    زکــاف کرب و بلا              ز نای دشت نوا

به غمزه ای زینبی :

این بار بوی نرگس از سرزمین وحی است

      مسیح در رکاب است آماده باد و باران ...

 

این بار شاه خلقت در دیده و عیان است

      زیرا معارف عشق در جوف سینه ها هست ...

 

معنای بقیه الله، فراتر ازمفهوم عام،به معنای باقی مانده خداست . باء او، باء بسم الله قرآن است و قاف او کل قرآن ؛ واشاره به قله قاف دارد چرا که در زیارت حضرت بقیه الله می خوانیم :  السلام علیک یا شریکه القرآن ؛ و یای او، یای حسین است که همانا مهدی حسینی است .

 

 بقیه الله خیر لکم ان کنتم مومنین؛ که خیردر این آیه همان کوثر فاطمی است .امام ثانی عشر یعنی حضرت بقیه الله شاخصه فاطمی دارد و ایشان نیز مادری است و اسوه حسنه برای او مادرش فاطمه است . لقد کان لی فی ابنه رسول الله اسوه حسنه؛

 

 بقیه الله برای چه کسانی خیر است ؟ کسانی که مومن هستند و به غیب ایمان آوردند. الذین یومنون بالغیب که غیب نیزحضرت بقیه الله است

 

 و در هنگامه ظهور حضرت شعار یا لثارات الحسین را سر می دهند؛چرا که شاخصه ایشان حسینی بودن است و اولین زمزمه شان  إن جدی الحسین قد قتلوه عطشانا است  و به فرموده خودش هر صبح و شام بر جد غریبش حسین می گرید. پس نشانه مومن بودن و ایمان به غیب داشتن ،حسینی بودن است وزمانی مهدوی خواهیم شد که حسینی شویم و بقیه الله برایمان خیر می شود .

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم مهر 1384ساعت 2:8 توسط منتظران ظهور |

السلام عليک يا صاحب العصر والزمان(عج)

بنام خدا

اي آفتاب ما سلام!
روز ها را از پي هم مي شمارم.آنقدر شمرده ام که حساب از کفم رفته است.آخر مگر مي شود بدون ديدن روي تو اي زيباترين حضور هستي ای آسمان عشق-روز ها را آغاز کرد؟!
اي کاش در يک سپيده زيبا اي آفتاب مهرباني ها و اي خورشيد مکه- اي دوازدهمين نور ولايت ظهور تو را نظاره گر شويم. هر هفته با شمارش معکوس به پيشوازت خواهيم آمد وگوييم: اي آفتاب ما سلام!
بر قلب ما بگذار پاي!
اي آفتاب ما کنون بنگر که دلها خسته اند     
از اين همه نا مهرباني ها دگر گسسته اند.
اينک بيا ! اي مهربان سيماي نور!
بنگر کنون ما غنچه هاي عشق را!
بنگر چگونه در رهت از جان و دل گسسته ایم!
اينک بيا! اي صاحب العصر زمان! مهدي (عج)خوب و مهربان!
بيا تو از پس تمام قرنهاي تشنگي!
در يک ظهور بي نظير بيا و دشت عشق را سيراب کن !
اي آفتاب ما سلام!
اي آفتاب ما سلام!
اللهم ارني الطلعته الرشيده!
اللهم عجل لوليک الفرج
*************

                        

 

نوشته شده در دوشنبه یازدهم مهر 1384ساعت 17:12 توسط منتظران ظهور |

چون شمع نيمه جان بهواى تو سوختيم

 

چون شمع نيمه جان بهواى تو سوختيم

با  گريه  ساختيم  و  به پاى تو سوختيم

اشكى   كه  ريختيم  به  ياد  تو  ريختيم

عمرى  كه  سوختيم  براى  تو سوختيم

پروانه  سوخت  يكشب  و  آسود جان او

ما   عمرها   ز  داغ  جفاى  تو  سوختيم

ديشب   كه   يار  انجمن  افروز  غير  بود

       اى  شمع  تا  سپيده بجاى تو  سوختيم      

نوشته شده در دوشنبه یازدهم مهر 1384ساعت 15:14 توسط منتظران ظهور |

بیتی از حضرت فاطمه «علیها السلام»

علامه میر جهانی (ره) فرمودند:
درخواب حضرت زهرا (سلام الله علیها) را دیدم خدمت ایشان عرض کردم:

احوال شما چطور است ؟
بانوی دو جهان در جواب با یک بیت شعر فرمودند:

از آقا درخواست شد به همین وزن ادامه این بیت را بسرایند.
اما آقا از این کار امتناع کردند.
(شاید به خاطر ادب و ارج نهادن به آن بیت سروده شده توسط بانوی دو عالم حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیه از این امر خودداری ورزیده باشند.)

نوشته شده در دوشنبه یازدهم مهر 1384ساعت 5:21 توسط منتظران ظهور |

اسامی مقدس حضرت مهدی (عج) در کتب مذهبی ادیان

خوراند در جاویدان

قاطع در کتاب قنطره 

 مهمید آخر در انجیل

شماخیل در ارماطس

قائم در زبور سیزدهم

پسر انسان در عهد جدید

ویشنو در کتاب ریگ ودا

بنده یزدان در زند و پازند

صاحب در صحف ابراهیم

خجسته در کندرال فرنگیان

سروش ایزد در زمزم زردشت

بهرام در ابستاق زند و پازند

کلمة الحق در صحیفه آسمانی                             

لسان الحق در صحیفه آسمانی

صمصام الاکبر در کتاب کتدرال

ایستاده ( قائم ) در کتاب شاکمونی

میزان الحق در کتاب اژی پیغمبر

پرویز در کتاب برزین آذر فارسیان

فردوس اکبر در کتاب قبروس رومیان

فرخنده ( محمد ) در کتاب وشن جوک

راهنما ( هادی و مهدی ) در کتاب پاتیکل

سوشیانس  در زند و هوهو من یس

فیروز ( منصور ) در کتاب شعیای پیامبر 

قدیمو در تورات به لغت ترکوم

خسرو در کتاب مجوس

لند بطاوا در هزار نامه هندیان

بقیة الله در کتاب دوهر

منصور در کتاب دید براهمه

ماشیع (مهدی بزرگ ) در تورات عبرانی

با هر نامی می خواهی بخوانش ، مهم این است که او تو را با چه نامی می شناسد ؟

 

نوشته شده در یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 18:17 توسط منتظران ظهور |

شعر از محسن فیض کاشانی

الا یــا ایـــهـا المــهــدی مــدام الــوصـــل نـاولــــها

که در دوران هجرانــــت بســــی افتاد مشکلها

صـبا از نکـــهت کویـــت نســـیمــی ســوی یار آورد

ز ســوز شـــعله شـــوقت چه تاب افتاد در دلها

چـو نـور مـهـر تـو تـابـــیــد بـر دلـهـای مـشـتـاقــــان

ز خود آهنگ حق کردند و بر بســتند محمل ها

دلـی بـی بـهر از مـهــرت، حـقـیـقت را کـجــا بــــایـد

حـــق از آئیــــنه رویــــت، تجـــــلی کرد بر دلها

بـه کـوی خـود نـشانـی ده کـه شـوق تـو محــبـان را

ز تــــقوا داد زاد ره، ز طاعت بســت محمل ها

به حق سجاده تزئین کـن، مهل مــــحراب و مــنـبر را

کـــه دیوان فلک صورت، از آن سازند محفل ها

شـب تاریـک و بـیم مــــوج و گـردابـی چـــــنین هایــل

ز غــرقــاب فـراق خود رهی بنما به ساحل ها

اگـر دانســـتـمی کـویــت بـه سـر مـی آمــدم سـویـت

خــوشا گر بودمــــی آگه، ز راه و رسم منزلها

چو بینی حجت حق را، به پایش جان فشان ای فیــض

متـــی ما تــــلق من تهــــوی، دع الدنـــیا و اهـــمــلها

 

نوشته شده در یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 17:27 توسط منتظران ظهور |

خسف چیست ؟؟؟

خسف در لغت يعني فرو رفتن به زمين و به طور كلي در بسياري از نقاط خواهد بود. ولي بعضي از نقاط بالخصوص اسم برده شده و بسياري از آنها پيش از ظهور و برخي مقارن با ظهور و يا بعد از آن است اما همه را يكجا ذكر مي كنيم:

حضرت رسول در حكايت شب معراج بعد از ذكر فتنه ها و فسادها فرمود:

در آن هنگام سه خسف خواهد شد. خسفي در مشرق و خسفي در مغرب و خسفي در جزيرةالعرب. و اميرالمؤمنين(ع) نيز از آن حضرت فرمود: پيش از ساعت ناچار است از چهار چيز از جمله سه خسف را فرمود.

خسف جابيه و قريه اي ديگر از قراي دمشق

حضرت باقر (ع) به جابر فرمود: دست و پا حركت مده تا علاماتي را كه ذكر مي كنم ببيني، از جمله خسف قريه اي از قراي دمشق كه او را جابيه نامند و اميرالمؤمنين(ع) فرمود: وقتيكه بيرقهاي زرد با ماديونهاي قرمز وارد شام شدند، منتظر خسفي باشيد در قريه اي از قراي شام كه او را "حرستا" گويند، سپس منتظر فرزند جگرخوار يعني سفياني باشيد . اما در ضبط نام اين قريه گويا دقت كامل نشده ، زيرا كه نسخه ها مختلف است. بعضي خرسا و بعضي خرشا و بعضي حرستا و بعضي خرسنا و بعضي مرمرسي ضبط كرده اند.

خسف يا خرابي در مسجد جامع دمشق

عمار ياسر گفت: و خسفي واقع شود در طرف غربي مسجد دمشق و نيز عمار ياسر گفت: ديوار مسجد دمشق خراب شود . و حضرت باقر (ع) فرمود: قسمتي از مسجد دمشق ساقط شود.

خسفي در بلاد جبل

بلاد جبل، قم و قزوين و همدان و كردستان و كرمانشاه است. عبدالله بن سنان به حضرت صادق(ع) عرض كرد: بلاد جبل كجاست كه بر ما روايت شده كه چون امر بر شما برگردد بعضي از آن خسف خواهد شد ؟ فرمود: در بلاد جبل موضعيست كه بحر گويند و به قم ناميده مي شود. او معدن شيعيان ماست. يعني آنجا خسف نخواهد شد.

خسفي در بصره

حضرت صادق (ع) فرمود: پيش از قيام قائم (ع) از جهت زجر بردن مردم از معاصي آتشي در آسمان ظاهر خواهد شد و سرخي كه آسمان را بپوشاند و خسفي در بصره و خونهايي كه در وي ريخته شود و خانه ها خراب شود و فنايي كه در اهلش افتد.

خسف بيداء

بيداء وادي است چهار فرسخ دور از مدينه در طريق مكه و دنباله او دراز است و مقصود از خسف بيداء آنستكه لشكر سفياني پس از قتل و غارت در مدينه در تعقيب حضرت مهدي (عج) به مكه حركت مي كند و چون به اين وادي برسند، در آنجا همه لشكر به جز دو يا سه نفر خسف خواهند شد .چنانكه تفصيلش خواهد آمد ان شاء الله.

برگرفته از كتاب "مهدي منتظر"،تاليف حاج شيخ محمد جواد خراساني

نوشته شده در یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 17:12 توسط منتظران ظهور |

زندگی مردم قبل از ظهور

حضرت امام صادق عليه السلام به يكى از يارانش فرمود:


1-هرگاه ديدى : حق بميرد و طرفدارنش نابود شوند.
2- و ديدى كه : ظلم همه جا را گرفته .
3- و ديدى كه : قرآن فرسوده شده و درست معنى نمى شود.
4- و ديدى كه : دين همچون ظرف تو خالى ، و بى محتوا شده است .
5- و ديدى كه : طرفداران حق بر طرفداران باطل فائق شده اند.
6- و ديدى كه : كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند.
7- و ديدى كه : چنان فسق و فجور آشكار شده كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفاء مى كنند.
8-و ديدى كه : افراد با ايمان سكوت كرده و سخنشان را نمى پذيرند.
9- و ديدى كه : شخص بدكار، دروغ گويد، و كسى دروغ و نسبت نارواى او را رد نمى كند.
10- و ديدى بچه ها، بزرگان را تحقير كنند.
11-و ديدى كه : قطع پيوند خويشاوندى شود.
12- و ديدى كه : بدكار را ستايش كنند و او شاد شود و سخن بدش به او برنگردد.
13- و ديدى نوجوانان پسر، همان كنند كه زنان مى كنند.
14- و ديدى كه : زنان با زنان ازدواج نمايند.
15- و ديدى كه : مداحى دروغين از اشخاص ، زياد شود.
16- و ديدى كه : انسانها اموال خود را در غير اطاعت خدا مصرف مى كنند و كسى مانع نمى شود.
17- و ديدى كه : افراد با ديدن كار و تلاش نامناسب مؤ منين ، به خدا پناه مى برند.
18- و ديدى كه : همسايه به همسايه خود اذيت مى كند و از آن جلوگيرى نمى شود.
19- و ديدى كه : كافر به خاطر سختى مؤ من ، شاد است .
20- و ديدى كه : شراب را آشكارا مى آشامند و براى نوشيدن آن كنار هم مى نشينند و از خداوند متعال نمى ترسند.
21- و ديدى : كسى كه امر به معروف مى كند خوار و ذليل است .
22- و ديدى آدم بدكار در آنچه آن را خدا دوست ندارد، نيرومند و مورد ستايش است .
24- و ديدى راه نيك بسته و راه بد باز است .
25- و ديدى خانه كعبه تعطيل شده ، و به تعطيلى آن استوار داده مى شود.
26- و ديدى كه : انسان به زبان مى گويد ولى عمل نمى كند.
27- و ديدى كه : مردان از مردان و زنان از زنان لذت مى برند، (يا مردان خود را براى مردان ، و زنان خود را زنان فربه مى كنند).
28- و ديدى كه : زندگى مرد از راه لواط و زندگى زن از راه زنا تاءمين مى شود.
29- و ديدى كه : زنان همچون مردان براى خود مجالس (نامشروع ) تشكيل مى دهند.
30- و ديدى كه : در ميان فرزندان ((عباس ))، كارهاى زنانگى به وجود آيد.
31- و ديدى كه : زن براى زنا با مردان ، با شوهر خود همكارى كمك مى كنند.
32- و ديدى كه : بيشترين مردم و بهترين خانه ها كه زنان را بر بدكارى كمك مى كنند.
33- و ديدى كه : مؤ من ، خوار و ذليل شمرده شود.
34-و ديدى كه : بدعت و زنا آشكار شود.
35- و ديدى مردم به شهادت ناحق اعتماد كنند.
36- و ديدى كه : حلال ، حرام شود و حرام ، حلال گردد.
37- و ديدى كه : دين براساس ميل اشخاص معنى شود و كتاب خدا و احكامش تعطيل گردد.
38- و ديدى كه : جرئت بر گناه آشكار شود، و ديگر كسى براى انجام آن منتظر تاريكى شب نگردد.
39- و ديدى مؤ من نتواند نهى از منكر كند مگر در قلبش .
40- و ديدى كه : ثروت بسيار زياد در راه خشم خدا خرج گردد.
41- و ديدى كه : سردمداران به كافران نزديك شوند و از نيكوكاران دور شوند.
42- و ديدى كه : واليان در قضاوت رشوه بگيرند.
43- و ديدى كه : پستهاى مهم واليان براساس مزايده است نه براساس ‍ شايستگى .
44- و ديدى كه : مردم را از روى تهمت و يا سوءظن بكشند.
45- و ديدى كه : مرد بخاطر همبسترى با همسران خود مورد سرزنش قرار گيرد.
46- و ديدى كه : مرد از بدكارگى همسرش نان مى خورد.
47- و ديدى كه : زن بر شوهر نيست انجام مى دهد، و به شوهرش خرجى مى دهد.
48- و ديدى كه : مرد همسر و كنيزش را كرايه مى دهد و به غذاى پست (كه از اين راه بدست مى آورد) خشنود است
49- و ديدى كه : سوگندهاى دروغ به خدا بسيار گردد.
50- و ديدى كه : آشكارا قمار بازى مى شود.
51- و ديدى كه : مشروبات الكلى بطور آشكار بدون مانع خريد و فروش ‍ مى شود.
52- و ديدى كه : زنان مسلمان خود را به كافر مى بخشند.
53- و ديدى كه : كارهاى زشت آشكار شده و هر كس از كنار آن مى گذرد مانع آن نمى شود.
54- و ديدى كه : مردم محترم ، توسط كسى كه مردم از سلطنتش ترس دارند، خوار شوند.
55- و ديدى كه : نزديكترين مردم به فرمانداران آنانى هستند كه به ناسزاگوئى به ما خانواده عصمت عليهم السلام ستايش شوند.
56- و ديدى كه : هر كس ما را دوست دارد او را دروغگو خوانده و شهادتش ‍ را قبول نمى كنند.
57- و ديدى كه : در گفتن سخن باطل و دروغ ، با همديگر رقابت كنند.
58- و ديدى كه : شنيدن سخن حق بر مردم سنگين است ولى شنيدن باطل برايشان آسان است .
59- و ديدى كه : همسايه از ترس زبان بد همسايه ، او را احترام مى كند.
60- و ديدى كه : حدود الهى تعطيل شود و طبق هوى و هوس عمل شود.
61- و ديدى كه : مسجدها طلاكارى (زينت داده ) شود.
62- و ديدى كه : راستگوترين مردم نزد آنها مفتريان دروغگو است .
63- و ديدى كه : بدكارى آشكار شده و براى سخن چينى كوشش مى شود.
64- و ديدى كه : ستم و تجاوز شايع شده .
65- و ديدى كه : غيبت ، سخن خوش آنها گردد، و بعضى بعض ديگر را به آن بشارت دهند.
66- و ديدى كه : حج و جهاد براى خدا نيست .
67- و ديدى كه : سلطان به خاطر كافر، شخص مؤ من را خوار كند.
68- و ديدى كه : خرابى بيشتر از آبادى است .
69- و ديدى كه : معاش انسان از كم فروشى بدست مى آيد.
70- و ديدى كه : خونريزى آسان گردد.
71- و ديدى كه : مرد بخاطر دنيايش رياست مى كند.
72- و ديدى كه : نماز را سبك شمارند.
73- و ديدى كه : انسان ثروت زيادى جمع كرده ولى از آغاز آن تا آخر زكاتش ‍ را نداده است .
74- و ديدى كه : قبر مرده ها را بشكافند و آنها را اذيت كنند.
75- و ديدى كه : هرج و مرج بسيار است .
76- و ديدى كه : مرد روز خود را مستى به شب مى رساند و شب خود را نيز به همين منوال به صبح برساند و هيچ اهميتى به برنامه مردم ندهد.
77- و ديدى كه : با حيوانات آميزش مى شود.
78- و ديدى كه : مرد به مسجد (محل نماز) مى رود وقتى برمى گردد لباس در بدن ندارد (لباسش را دزديده اند).
79- و ديدى كه : حيوانات همديگر را بدرند.
80- و ديدى كه : دلهاى مردم ، سخت و ديدگانشان خشك و ياد خدا برايشان گران است .
81- و ديدى كه : بر سر كسبهاى حرام آشكارا، رقابت كنند.
82- و ديدى كه : نماز خوان براى خودنمائى نماز مى خواند.
83- و ديدى كه : فقيه براى دين ، فقه نمى آموزد و طالب حرام ، ستايش و احترام مى گردد.
84- و ديدى كه : مردم در اطراف قدرتمندانند.
85- و ديدى كه : طالب حلال ، مذمت و سرزنش مى شود و طالب حرام ستايش و احترام مى گردد.
86- و ديدى كه : در مكه و مدينه كارهائى مى كنند كه خدا دوست ندارد و كسى از آن جلوگيرى نمى كند، و هيچ كس بين آنها و كارهاى بدشان مانع نمى شود.
87- و ديدى كه : آلات موسيقى و لهو در مدينه و مكه آشكار گردد.
88- و ديدى كه : مرد سخن حق گويد و امر به معروف و نهى از منكر كند ولى ديگران او را از اين كار بر حذر مى دارند.
89- و ديدى كه : مردم به همديگر نگاه مى كنند، (به اصطلاح چشم و هم چشمى مى كنند) و از مردم بدكار پيروى نمايند.
90- و ديدى كه : راه نيك خالى و راه رونده ندارد.
91- و ديدى كه : مرده را مسخره كنند و كسى براى او اندوهگين نشود.
92- و ديدى كه : سال به سال بدعت و بديها بيشتر شود.
93- و ديدى كه : مردم و جمعيتها جز از سرمايه داران پيروى نكنند.
94- و ديدى كه : به فقير چيزى دهند كه برايش بخندند ولى در راه غير خدا ترحم كنند.
95- و ديدى كه : علائم آسمانى آشكار شود و كسى از آن نگران نشود.
96- و ديدى كه : مردم مانند حيوانات در انظار يكديگر عمل جنسى بجا مى آورند و كسى از ترس مردم از آن جلوگيرى نمى كند.
97- و ديدى كه : انسان در راه غير خدا بسيار خرج كند ولى در راه خدا از اندك هم مضايقه دارد.
98- و ديدى كه : عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هيچ احترامى براى آنها قائل نيستند، بلكه نزد فرزند از همه بدترند.
99- و ديدى كه : زنها بر مسند حكومت بنشينند، و هيچ كارى جز خواسته آنها پيش نرود.
100- و ديدى كه : پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد، و پدر و مادرش را نفرين كند و از مرگشان شاد گردد.
101- و ديدى كه : اگر روزى بر مردى بگذرد ولى او در آن روز گناه بزرگى مانند بدكارى ، كم فروشى ، و زشتى انجام نداده ، ناراحت است .
102- و ديدى كه : قدرتمندان ، غذاى عمومى مردم را احتكار كنند.
103- و ديدى كه : اموال حق خويشان پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلم (خمس ) در راه باطل تقسيم گردد، و با آن قماربازى و شرابخوارى شود.
104- و ديدى كه : به وسيله شراب ، بيمار را مداوا كنند، و براى بهبودى بيمار آن را تجويز نمايند.
105       و ديدى كه : مردم در مورد امر به معروف و نهى از منكر و ترك دين بى تفاوت و يكسانند.
106- و ديدى كه : سر و صداى منافقان بر پا است ولى سر و صداى حق طلبان خاموش است .
107- و ديدى كه : براى اذن و نماز مزد مى گيرند.
108- و ديدى كه : مسجدها پر است از كسانى كه از خدا نترسند و غيبت هم نمايند.
109- و ديدى كه : شرابخوار مست ، پيش نماز مردم شود.
110- و ديدى كه : خورندگان اموال يتيمان ستوده شوند.
111-و ديدى كه : قاضيان برخلاف دستور خداوند قضاوت كنند.
112- و ديدى كه : استانداران از روى طمع ، خائنان را امين خود قرار دهند.
113- و ديدى كه : فرمانروايان ، ميراث (مستضعفان ) را در اختيار بدكاران از خدا بى خبر قرار دهند.
114- و ديدى كه : بر روى منبرها از پرهيزكارى سخن مى گويند ولى گويندگان آن پرهيزكار نيستند.
115- و ديدى كه : صدقه را با وساطت ديگران بدون رضاى خدا و بخاطر درخواست مردم بدهند.
116- وقتى كه ديدى : وقت (اول ) نمازها را سبك بشمارند.
117- و ديدى كه : هم و هدف مردم ، شكم و شهوتشان است .
118- و ديدى كه : دنيا به آنها روى كرده .
119- و ديدى كه : نشانه هاى برجسته حق ، ويران شده است .

 در اين وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد و...

نوشته شده در یکشنبه دهم مهر 1384ساعت 17:2 توسط منتظران ظهور |

دلم گرفته اقا جون

اقا جونم هر روز شب میشینم درد دل میکنم اما ... 

اقا جون بحق مادرت فاطمه به من هم یک سری بزن دردام رو گوش کن

دیگه چی  باید بگم ؟ اقا جون رفتی کربلا سلام منو به اقام برسون وهرجا رفتی وامدی منو فراموش نکن

 

اقا جون راسته که اقا سید گفت:

 اقا امام جعفر صادق فرمودند: شیعیان ما از ما صبرشان بیشتر است؟؟؟؟ 

چون که ما میدانیم وصبر میکنیم ولی شیعیان مان نمی دانند وصبر میکنند.

حالا چی رو می دانند وچی رو نمی دانند رو من فهمیدم منظور چیه؟!!

حالا شما که خواننده ای نظر بده وبگو چی رو میدونن وچی رو نمی دونیم!!!

 

نوشته شده در شنبه نهم مهر 1384ساعت 21:42 توسط منتظران ظهور |